‏نمایش پست‌ها با برچسب ويروس ، آنفلانزا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ويروس ، آنفلانزا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

ويروس


من يك ويروس آنفلانزاي مرغي كوچك در بدن يك مادر بودم . وقتي مادر سرفه كرد ، من به سمت دخترش پرت شدم. و در عرض 3 ثانيه مريضش كردم. كاش مي شد مي كشتمش.

وقتي با پدرش به باغ وحش رفت ، جلوي قفس خوك ها عطسه كرد. من به روي خوك پرت شدم . احساس كردم قدرتم زياد شه . ويروسي آن جا بود . به او گفتم چه شده؟ او گفت :" تو يك ويروس آنفلانزاي خوكي شده اي و مي تواني ديگران را بكشي!

ناگهان به دست دختري چسبيدم كه خوك را نوازش مي كرد. صبح وقتي به مدرسه رفت با بروبچ 57 نفر را مريض كرديم و 69 نفر را كشتيم . در عرض يك روز از 386 نفر298 نفر مريض و 120 كشته دادن. و دلمان خنك شد!